











مجسمه رزینی بوسه مرگ فیگور رزینی نریکسون
امکان قسطبندی برحسب اعتبار تربپی
۴ قسط ماهانه. بدون سود، چک و ضامن.
بوسه مرگ - تسلیم
او مقاومت نمیکرد، آغوش باز کرد.
زن زانو زده، سرش عقب افتاده، گردنش در معرض. مرگ پشت سرش ایستاده - نه با داس، با دستانی که انگار میخواهند نوازش کنند. ردای مرگ روی شانههای او افتاده، مثل پتویی سنگین.
این تسلیم از روی ضعف نیست، از خستگی است. از جنگیدنهای بیپایان. چشمانش بسته است، اما لبخند کمرنگی روی لبش هست. بالاخره استراحت.
دست مرگ روی گلوی او نیست، زیر چانهاش است - بلندش میکند، نه پایین میکشد. این بوسه، پایان نیست، آغاز فهمیدن است. که مرگ دشمن نبوده، فقط منتظر بوده.
فیگور لحظه آخر را نشان نمیدهد، لحظه پذیرش را نشان میدهد. وقتی میفهمی ترس از مرگ، بدتر از خود مرگ بود.











